الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
187
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) سپس بازار « مشقر » در شهر هجر بوده است كه در جمادى الاولى به وسيلهء بنى تميم برپا مىشده است و سپس بازار « صحار » كه در اول ماه رجب برپا مىشده است و احتياج به تأمين امنيت نداشت ؛ چون در ماه حرام برپا مىشد . ( 2 ) سپس بازار « ريّا » كه با تأمين آل الجندى برپا مىشده است و او به همين خاطر از شركت كنندگان ماليات مىگرفت . سپس بازار « الشحر » كه به وسيلهء بنى مهر در پاى كوهى كه در آن قبر هود پيامبر عليه السّلام قرار داشت برپا مىشد و احتياج به تأمين خاصّى نداشت . البّته بعضى از اقوام عرب بودند كه در اين بازارها حاضر مىشدند و ستم روا مىداشتند و براى همين المحلّون ناميده مىشدند . « 1 » اينها از قبايل بنى أسد و طىء و بنى بكر و بنى عامر بودند و بعضى از عربها خود را وقف حمايت از مظلومان و جلوگيرى از ظلم و ستم و خونريزى مىكردند و الذادة المحرّمون ناميده مىشدند . اينها از بنى عمرو بن تميم و بنى حنظله و هذيل و بنى شيبان و بنى كلب بودند و هميشه سلاح به همراه داشتند تا از مردم مظلوم دفاع كنند . « 2 » ( 3 ) عربها شعر را جانشين علم و حكمت كرده بودند و اگر در ميان قبيلهاى ، شاعرى زبردست و ماهر يافت مىشد ؛ او را در بازارهايى كه برپا مىكردند ؛ حاضر مىساختند تا قبايل و اقوام ديگر ، اشعارش را بشنوند . آنان اين شاعران را از افتخارات و شرافتهاى قبيلهء خويش مىشمردند و با آنها تفاخر و مسابقه و مبارزه و ستايش و نكوهش و درگيرى و مثل مىزدند . سپس يعقوبى عدهء بسيارى از شعراى آنها را برشمرده است . « 3 » ( 4 ) عربها براى حل اختلافات خويش در دعواها و تقسيم ارث و آب و زراعت و قصاص به قضات تحكيم مراجعه مىكردند . آنها افرادى را كه اهل شرافت و صداقت و امانتدارى و رياست و صاحب سنّ و مجد و تجربه بودند به حكميت ميان خويش برمىگزيدند ؛ زيرا آنها دين خاصى نداشتند كه بر طبق دستورها و احكام آن عمل كنند و يعقوبى عدهء بىشمارى از اين قضات تحكيم را نام برده است . « 4 » ( 5 ) عربها به دنبال آن كه مجاور كدام يك از ملّتها ساكن بودند ؛ داراى دينهاى مختلفى
--> ( 1 ) . بعد از اسلام ، اين اسم به خوارج منتقل شد . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 270 - 271 . ( 3 ) . همان ، ص 262 . 269 . ( 4 ) . همان ، ص 258 .